مسافر به کربلا رسید اما هر چه سعی کرد به خاطر نیاورد این سرزمین را.
اصلا آشنا نبود! کربلایی که به وسعت تمام زمین است همینجاست؟
نه باورش نمی شد.
حق هم داشت. راه را اشتباهی آمده بود.
او نمی دانست که حتی اگر راه قدس هم از کربلا بگذرد، راه کربلا نه از قدس می گذرد و نه از خاک عراق!
راه کربلا از نفس می گذرد.
یک قدم بر سر نفس نهی و وان دگر در کربلا...
مسافر در محاسباتش اشتباه کرده بود.
تقصیر خودش بود. آخر چطور ممکن است کل ارض در جزیی از ارض جا بگیرد؟
تشنه کربلا بود...دلش شکست... شکست.... شکست...
ماه کربلا طلوع کرد.
السلام علیک یا ساقی العطاشا
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
انا انزلناه فی لیله القدر و مسافر مبهوت از تقدیری که بر سرنوشتش نازل شده بود، کربلا؟ و ما ادراک ما کربلا!
عقربه های ساعت هم کند شده بودند انگار می خواستند تک تک ثانیه های این بهتر از هزار ماه را درک کنند. خبر نداشتند که مسافر هوس رفتن دارد.
لحظاتی دست داد که حتی تصور بازگشت هم نبود.
نه فقط مسافر! همه چیز بوی رفتن می داد شاید بر مشامشان رسیده بود بوی کربلا.
دیگر همه فهمیده بودند که مسافر رفتنی است. مسافر هم انگار باورش شده بود که در جاده بی انتهایی قدم می گذارد که بازگشتی در کار نیست. رفتن است و رفتن است و رفتن.... حتی منتظر نبود که جرس فریاد بدارد که بر بندید محمل ها.
قلم برداشت و به رسم ادب وصیتی نوشت.
مسافر رفتن را جدی گرفته بود!
خدایا رحم کن!
این بهتر از هزار ماه را به این مسافر بی قرار ما ببخش! حالا که مسافر ما عزم آسمان کرده می خواهی ملائکه ات را به زمین بفرستی؟ نه! خدایا حتی یک لحظه انتظار سخت است اصلا ملائکه ات را نفرست! مسافر ما امشب میهمان نمی خواهد... زیر لب زمزمه می کند: بکن ای صبح طلوع...
اما مسافر ما نمی دانست آن لحظاتی که از ماندن و بازگشتن منقطع شده بود به کربلا رسیده بود....

1- داستان حدودا از اکران مستند «یزدان تفنگ ندارد» در یک ماه پیش، در دانشگاه شریف شروع شد.
2- سپس دو هفته پیش در نشریه هفتگی بسیج دانشگاه شریف مطلبی از وبلاگ طه رضا که از قضا راوی مستند هم بود تحت عنوان «تفنگ یزدان» آورده شد. (این مطلب را در وبلاگ طه رضا ببینید)
3- سپس دکتر شمس اللهی، از اساتید دانشکده برق دانشگاه شریف و عضو هیئت علمی این دانشکده پس از انتشار این مطلب، نامه ای نوشتند با عنوان «یزدان پدر ندارد، رحمان مادر ندارد» و به نشریه آزادراه ارسال کردند. (از اینجا بخوانید)
4- بلافاصله پس از انتشار نامه ی دکتر شمس اللهی توسط «آزاد راه»، این نوشته به نقل از نشریه بسیج شریف، در سایت جرس و سپس در سایتهای بالاترین و فیس بوک و امثال ذلک به نام «نامه خواهرزداه آیت الله خامنه ای به بسیج شریف» دست به دست چرخید. (کافیست عبارت «نامه دکتر شمس اللهی» را در گوگل جستجو کنید)
5- نوشته زیر، جوابیه بنده است که در نشریه آزادراه منتشر شد:
هو الحق
استاد عزیزمان جناب دکتر شمس اللهی
سلام،
در ابتدا لازم دیدم از اهتمام جناب عالی به مستند یزدان تفنگ ندارد قدردانی کنم. در این فضای آشفته کمتر استادی پیدا می شود که به مسائل سیاسی و اجتماعی دانشجویان توجه کند.
وقتی نامه شما را خواندم هم خوشحال شدم و هم ناراحت، خوشحال شدم از این جهت که نوشته تان برخاسته از احساسات و عواطف صادقانه شما بود و از قلب نازنینی حکایت می کرد که رنج مردمان این سرزمین او را اندوهگین ساخته، و ناراحت شدم که ای کاش نامه تان به آزادراه را ابتدا در این نشریه می خواندم نه در سایت ها و خبرگزاری های اینترنتی.
در نامه تان از مظلومیت ندا و مادر رحمان سخن به میان آوردید و توصیه کردید که در سوگ آن ها بگرییم. از خانواده رحمان گفتید و از مظلومیت جان باختن مادرش. از ندا گفتید و از لحظه جان دادنش، ولی سوال اینجاست که چرا اینقدر دیر به سوگ آنها نشستید و بر مظلومیتشان ناله زدید؟ ای کاش ماه هاپیش از انتخابات با ما در سوگ این قربانیان شریک می شدید. وقتی زمزمه هایی بلند شد که "اصلاحات خون می خواهد" ما بر مظلومیت ندا و نداهایی گریستیم که قرار بود قربانی این بازی خطرناک شوند.
آن زمان که علیرضا علوی تبار با جسارت تمام اظهار کرد:"براي تحقق مطالباتمان بايد خون بدهيم" فهمیدیم قرار است مادر رحمان به قربانگاه اصلاحات برود.
وقتی عملیات تروریستی پرواز تهران-اهواز که حامل سید محمد خاتمی بود خنثی شد دانستیم که خون بهای اصلاحات چقدر می تواند سنگین باشد. و بر نظام مظلوممان گریستیم که این خون بها چقدر برایش گران بود.
استاد عزیز، شاید اگر دیروز بوی این توطئه پیچیده را استشمام می کردیم و ندای خمینی کبیر را می شنیدیم که "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد" شاید امروز ندا و مادر رحمان زنده بودند.
گفتید به چشمان ندا در حین جان دادن توجه کنیم، اما از ندای مظلومانه خمینی سخنی نگفتید.
استاد عزیز، این ندای خمینی خواب و قرار ما را ربوده و چنان آتشی در جانمان انداخته که تا بر وصیت های این پیر سفرکرده جامه عمل نپوشیم آرام نمی گیریم.
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
استاد عزیز، ادعا کردید: "ما حتی جرات اینکه در سوگ مادر رحمان بلند بلند گریه کنیم هم به خودمان نمی دهیم"
شاید شما این جرات را به خود ندهید اما فراموش نکردیم کسانی را که در مراسم ختم انسان زنده، بلند بلند گریه کردند و اشک ماتم ریختند. سعیده پور آقایی نمرده بود و عده ای برایش بلند بلند گریه کردند چطور برای کشته شدگان نمی توان گریه کرد؟
آرزو کردید که کاش می توانستید مستندی برای ندا و مادر رحمان بسازید، اما شاید بهتر باشد این زحمت را به خود ندهید چون فیلم های مستند فراوانی برای این عزیزان ساخته شده است، کافی است کلمه " ندا آقا سلطان" را در فضای مجازی جست و جو کنید تا ببینید میلیون ها صفحه ای را که به یاد ندا راه اندازی شده .
به شهادت آمار ها قتل ندا آقاسلطان تنها قتلی است در طول تاریخ بشری که بیشترین میزان بازدید کننده را داشته و در 24 ساعت قریب به یک میلیارد و دویست میلیون نفر آن را مشاهده کرده اند.
شاید شما برای ندا مستندی نساخته باشید اما صدای آمریکا پیش دستی کرد و از زندگی ندا مستند ساخت و ای کاش شما مستندی می ساختید و ندای ایران را از صدای آمریکا پس می گرفتید.
شبکه های خبری دنیا بارها و بارها صحنه های قتل ندا را پخش کردند و دیگر کسی نمانده که این صحنه را ندیده باشد. دوربین های متعددی از زوایای مختلف روایتگر قتل ندا بودند اما هیچ دوربینی لحظه شهادت پدر یزدان را ثبت نکرد . صحنه دلخراش شهادت پدر یزدان را کسی ندید و هیچ کس از مظلومیت شهدای گمنامی که قربانی "پروژه بی ثبات سازی ایران" می شوند مستند نمی سازد.
استاد عزیزم، نگران نباشید این مستند کوچک ما به جایی بر نمی خورد، ما رسانه ای نداریم که مظلومیت پدر یزدان را به گوش جهانیان برسانیم. شهید ما هم مثل خود ما شهروند درجه دوم است و محکوم به بایکوت خبری.
ما به شما قول می دهیم که پدر یزدان رقیب مظلومیت مادر رحمان نمی شود....
مي خور كه هر كه آخر كار جهان بديد
از غم سبك برآمد و رطل گران گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
سینا عزیزی
اگر نقش آفرینی عمومی را انجام وظیفه در قبال عالم خارج و جهان تعریف کنیم و رشد را توجه به نفس و انجام وظیفه در قبال درون، رشد معرفتی و یا تشکیلاتی تعریف کنیم، ضروری است به چند سوال پاسخ دهیم.
آیا امکان تعارض نقش آفرینی با رشد وجود دارد؟ آیا اصولا این دو از هم مستقل هستند؟اولویت با کدام است؟
اگر از زاویه نگاه افراطی به این دومقوله بنگریم. از یک طرف گروهی هرگونه ایفای نقش عمومی که روند رشد درونی را محدود کند محکوم به شکست می داند و از طرف دیگر گروهی به بهانه ایفای نقش عمومی عبور از رشد درونی و حتی مرزهای اخلاقی را روا می دارد.
دسته اول ترجیح می دهد بدور از هر گونه تنش و اضطراب به خودسازی بپردازند و به جای صحنه پر اضطراب نبرد کنج مسجد و محراب را بر گزیند.
دسته دوم به حدی در ایفای نقش عمومی مستغرق اند که گویی رشد معرفتی و تهزیب نفس را به کلی فراموش کرده اند.
دسته اول عمدتا دچار آفت غرور و تکبر و خودبرتر بینی است و با نگاه تحقیر آمیز به دسته دوم می نگرد والبته گاها نیز از ضروریات ایفای نقش در جامعه آگاه نیستند و دسته دوم هم عمدتا دچار آفت توهم و غفلت است و می پندارد در انجام وظیفه اجتماعی گوی سبقت را از دیگری ربوده و حتی دیگران را افرادی غیر مفید و بیهوده برای جامعه می داند.
بهتر است برای حل این دعوا سیره معصومین را به قضاوت گیریم،
زمانی که مسلمانان از صحنه نبرد و جهاد اصغر باز می گشتند پیامبر فرمود :
مَرَحَباً بِقَومٍ قَضَو الجِهادَ الأصغَر وَ بَقَی عَلَیهِم و الجِهاد الاکبَر. فَقیلَ یا رَسولَالله: و مَا الجَهاد الاَکبَر؟ قالَ: جِهاد النّفس
آفرین باد به گروهی که جهاد اصغر را بجای آورند و جهاد اکبر بر آن ها بجای ماند. گفته شد ای پیغمبر خدا چیست جهاد اکبر؟ فرمود: جهاد نفس است.
همان طور که پیامبر اعظم فرمودند، اگر برای انسان دو ساحت درون و بیرون در نظر بگیریم، جهاد اصغر مجاهده با دشمن بیرونی و جهاد اکبر مجاهده با دشمن درونی تعریف می شود. به تعبیری می توان گفت جهاد اصغر صحنه نقش آفرینی عمومی و جهاد اکبر عرصه رشد درونی است.
اما تقدم با کدام است؟
در این زمینه امام باقر(ع) می فرماید: هیچ فضیلتی چون جهاد نیست، هیچ جهادی مانند مبارزه با هوای نفس نیست.
پیامبر اکرم (ص) نیز می فرماید: برترین جهاد این است که به خاطر خدای تعالی با نفس و هواهای نفسانی ات بجنگی.
تقدم پرداختن به خود و جهاد درونی پر واضح است و البته این به معنای نفی جهاد بیرونی نیست، چه بسا پیروزی در جهاد بیرونی تنها نصیب کسانی می شود که از جهاد درونی سربلند بیرون آمده باشند.
حضرت امام در جمع گروهی از کارکنان جهاد سازندگی فرمودند:
کشور ما و ملت ما احتیاج به سازندگی دارد. سازندگی های روحی مقدم بر همه سازندگی هاست. جهادسازندگی از خود افراد باید شروع بشود و خودشان را بسازند و با شیطان باطنی جهاد کنند که این جهاد منشأ همه جهادهایی است که بعد واقع می شود. انسان تا خودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد و تا دیگران ساخته نشوند نمیشود که کشور ساخته شود. جهاد نفس، جهاد اکبر است، برای اینکه همه جهادها اگر بخواهد نتیجه داشته باشد و بخواهد انسان در جهادها پیروز شود موکول به این است که در جهاد نفس پیروز باشد.
از نگاه امام نه تنها جهاد نفس با مجهادت های بیرونی از هم مستقل نیستند بلکه لازمه موفقیت در بیرون، خودسازی در درون است.
اما تعبیر و تفسیر انحرافی از بیانات ائمه هدی و فرزند خلفشان امام راحل این است که جهاد اصغر را به بهانه خودسازی تعطیل کنیم. امری که پیامبر (ص) به شدت از آن نهی فرمود،
نـبـى اكرم (ص ) لشكرى را براى نبرد گسيل داشت كه ابن رواحه نيز در آن حضورداشت . سپاه بـامدادان به سوى منطقه مورد نظر عزيمت كرد ولى ابن رواحه ماند كه نماز را با پيامبر اكرم( ص ) به جا آورد.پس از نماز، پيامبر او را ديد و فرمود: مگر در سپاه نبودى ؟ عرض كرد: بلى ؛ دوسـت داشـتـم در نـمـاز جـمـاعـت بـا شـمـا حـاضـر شـوم و سـپـس بـه مـجـاهـدان بـپـيـونـدم . رسول خدا(ص ) فرمود:
وَالَّذى نـَفـْسُ مـُحـَمَّدٍ بـِيـَدِهِ لَوْ اَنـْفـَقـْتَ مـا فـِى الاَْرْضِ جـَمـيـعـًا مـا اَدْرَكـْتَ فـَضـْلَ غُدْوَتِهِمْ
سـوگـند به خدايى كه جان محمد در دست اوست ، اگر آنچه را در زمين است انفاق كنى ، فضيلت حركت بامدادى آنان را نخواهى يافت!
اشتباه ابن رواحه این بود که در موسم حساس نبرد، پرداختن به رشد و عبادت شخصی را مقدم بر صحنه نبرد دانست و از سوی پیامبر سرزنش شد.
در زمان های حساس مثل شرایط فوق تکلیف چیست؟ باید کنج عزلت گزید و به زعم خویش به تخلی از رذایل و تحلی به فضایل ! پرداخت؟ یا باید به خط مقدم شتافت ؟
قرآن کریم می فرماید :
وَ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ. سَيهَْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بَالهَُمْ
و كسانى كه در راه خدا كشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمىكند.
بلكه بزودى هدايتشان نموده دلهايشان را اصلاح مىفرمايد .
علامه طباطبایی در المیزان در ذیل این آینه می نویسد: به زودى خداى تعالى ايشان را بسوى منازل سعادت و كرامت هدايت نموده، با مغفرت و عفو از گناهانشان، حالشان را اصلاح مىكند و شايسته دخول در بهشت مىشوند. مراد از اصلاح بال كشته شدگان راه خدا، زنده كردن ايشان است به حياتى طيب كه شايستهشان كند براى حضور در نزد پروردگارشان.
به نظر می رسد کسانی که بزرگترین سرمایه که عمرشان می باشد را در راه خدا فدا می کند و در صحنه جهاد حاضر می شوند حتی اگر فرصت اصلاح خود را آن طور که شایسته است پیدا نکنند خداوند امر اصلاح ایشان را بر عهده می گیرد.
پس خودسازی و رشد مقدم بر دگرسازی و نقش آفرینی عمومی است نه بهانه ای برای تعطیلی آن.
خلاصه کلام: نه رشد بهانه ای برای فرار از نقش آفرینی عمومی است و نه نقش آفرینی عمومی بدون رشد میسر است.
پی نوشت:
1.هر گونه مبارزه بیرونی از قبیل جنگ نرم در ذیل مفهوم جهاد اصغر می گنجد.
رهبری در پیامشان از نزدیک بودن "سقوط نهایی" "تروریستهای اریكهنشین صهیونیست" خبر می دهد. ایشان در نماز جمعه 14 خرداد می فرماید "رژيم غاصب صهيونيستى به نهايت قطعى خود - يعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در درهى نيستى - دارد قدم به قدم نزديك ميشود."
همچنین در خطبه اول هم که اختصاص به امام راحل داشت ،راه حل مسئله فلسطین را اینگونه بیان می کنند:"غدهى سرطانى را چه كار ميكنند؟غير از قطع غده، چه علاجى ميتوان براى آن كرد؟ "
ایشان در نماز جمعه از شرایط حساس بین المللی سخن می گوید:"امروز جهان اسلام، بلكه سرتاسر جهان، شاهد تحولات بزرگى است كه خبر ميدهد از تغيير معادلات جهانى. توجه ملت ايران به اين تحولات، از اين نقطهنظر حائز اهميت است."
ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس به قدری صریح تر صحبت می کند و می فرماید"شرائط سياسى دنيا، موازنههاى سياسى و موازنههاى قدرت در سطح دنيا در حال تحولات است" "یك جابهجائى دارد صورت ميگيرد، يك تحول دارد اتفاق مىافتد." ایشان می فرمایند تاریخ نگران من و شماست و برای اینکه نمایندگان تصور نکنند این تحولات در آینده ای دور رخ می دهد می فرمایند "اينجور به نظرم ميرسد كه اين دوران، اين شرائط سالهاى محدودِ كنونى، خصوصيتهاى ويژه و منحصربهفردى دارد."
اما چه اتفاقی در شرف وقوع است؟ شرایط بین المللی چگونه است؟
اتفاقات اخیر در سرزمین های اشغالی گرچه از این رژیم نژادپرست بدتر از فاشیسم دور از انتظار نبود اما بی سابقه بود و این بار این رژیم فاسد را در برابر افکار عمومی دنیا قرار داد. شاید هیچ زمانی ،افکار عمومی تا این حد نسبت به ماهیت رژیم اسرائیل آگاه نبوده، این اگاهی به حدی است که هلن توماس خبرنگار کهنه کار و 89 ساله کاخ سفید که روسای جمهور امریکا با او عکس یادگاری می گیرند در مصاحبه ای می گوید "اسرائیلی ها باید از فلسطین گم بشوند و به آلمان، لهستان و یا آمریکا بروند." که این اظهارات غیرمنتظره خانم هلن باعث اخراج وی از کاخ سفید می گردد.
این مسئله مطرح شد تا دوستان بدانند امروز در قلب کاخ سفید هم ندای خمینی کبیر بلند است که اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.
از طرفی ایران اعلام کرده که کشتی های حامل کمک های امدادی بزودی از خلیج فارس و همچنین دو کشتی ایرانی از ترکیه به قصد شکستن محاصره غزه حرکت خواهد کرد. سپاه پاسداران هم برای اسکورت این کشتی ها اعلام امادگی کرد. اما این پیام سپاه پاسداران در آستانه قطعنامه شورای امنیت حاوی هشداری جدی بود. که البته قطعنامه شورای امنیت تصویب شد و تنها نکته جدیدش این است که این بار کشتی رانی ایران را هدف قرار داده و این مسئله ای است که احتمال بروز جنگی دریایی را به شدت افزایش می دهد.
این موضوع را در نظر داشته باشید که ورود ترکیه به عرصه مبارزه با اسرائیل را گرچه باید در صحنه دیپلماتیک ارج نهیم اما نباید این واقعیت تلخ را فراموش کنیم که ورود ترکیه به این ماجرای چه بسا برای مقابله با ایران بوده باشد نه اسرائیل! اگر دقیق تر بررسی کنیم در می یابیم که هزینه ای که اسرائیل در ماجرای غزه پرداخت کرد در برابر مهار نفوذ حیرت انگیز ایران در افکار عمومی جهان اسلام به صرفه به نظر می رسد. انتقال قهرمانی جهان اسلام از ایران به ترکیه بهترین راه مهار نفوذ ایران است.
در ذهن خود سال گذشته را در بعد کلان مرور کنید. اتفاقات پس از انتخابات ایران قطعه ای از پازل مهار نفوذ ایدئولوژِیک ایران نبود؟ وقتی ایران درگیر مسائل داخلی باشد قدرت نرم بین المللی اش را از دست می دهد و حتی قادر نیست در داخل جبهه واحدی را برای دفاع از آرمان های بین المللی اش ایجاد کند. نمونه آن را در ماجرای اخیر غزه شاهد بودیم و در حالی که مردم دنیا در دورافتاده ترین شهرهای دنیا تظاهرات می کردند ما درگیر مسائل داخلی بودیم و حتی قدرت به صحنه کشاندن مردم برای محکومیت این جنایات را نداشتیم. این به چه معناست؟ جهان اسلام که بیداری اش را مدیون نظام مقدس ماست امروز وقتی در ایران اقدامی را مشاهده نمی کند طبیعتا سراغ مهره دیگری خواهد رفت.
قطعه بعدی پازل مهار ایران چیست؟ طبیعتا وقتی ایران حمایت های مردمی جهان اسلام را از دست داد و افکار عمومی از ایران منحرف شد و در داخل هم درگیر اختلافات سیاسی شد با یک حمله برق آسای نظامی زمین گیر می شود.
این را فراموش نکنید قدرت بازدارندگی ایران در صنایع نظامی و موشکی اش نیست بلکه در بسیج توده های جهان اسلام است. دشمنان این انقلاب به خوبی دریافته اند که در صورت هرگونه تجاوز نظامی به ایران، منافعشان در سراسر جهان به خطر خواهد افتاد.
نکته دیگر این که گذشت زمان به نفع رقیب نیست چون ایران در آستانه نقطه بازگشت ناپذیر هسته ای است و این خط قرمز دشمنان ماست.شرایط فعلی جبهه مقاومت و دشمنانش را در یک رویارویی تاریخی قرار داده که جغرافیای سیاسی آینده منطقه و دنیا بدان وابسته است. پس کمربند ها را ببندید و منتظر این رویارویی تاریخی باشید.
هوالقاضی
سرکار خانم زهرا ربانی املشی
از عنایت جناب عالی به نوشته اینجانب بسیار سپاس گزارم و از این که ملاحظات خود را در ارتباط با نوشته این حقیر بیان فرمود تشکر می کنم. لازم می دانم چند نکته را یادآور شوم.
اولا مقاله فوق مقاله بسیج دانشجویی نبوده و صرفا یکی از مقاله های مندرج بر روی پانل بسیج شریف است. گرچه این نوشته با مواضع بسیج دانشجویی تفاوت چندانی ندارد.
ثانیا نوشته فوق بیشتر نقل حقایق تاریخی بود تا تحلیل شخصی بنده ، به عنوان مثال قسمتی که درباره رفع حصر آقای منتظری آمده بیانات مرحوم مروی معاون وقت قوه قضاییه در سال 81 بود که از سایت خبری منتسب به آقای هاشمی عینا نقل شده است.
فرمودید "ایشان در تاریخ 13 رجب سال 1418(23 آبان1376)، یک سخنرانی انتقادی ایراد کردند." که موجب حصر ایشان شد. اما توجه به محتوای سخنرانی ایشان، حقایق دیگری را نشان می دهد.
ایشان در این سخنرانی که فایل صوتی آن هم در سایت معظم له موجود است علنا از نامه خود به آقای خاتمی خبر می دهد که در آن نامه آقای خاتمی را به ایستادگی در مقابل رهبری با بیست میلیون رای دعوت می کند.
تحریک رئیس جمهور قانونی کشور که طبق اصل 113 قانون اساسی پس از مقام رهبری عالیترین مقام رسمی کشور است به ایستادگی در برابر رهبر انقلاب که طبق اصل 110 قانون اساسی عالی ترین مقام کشور است یک سخنرانی انتقادی محسوب می شود؟ آیا ایجاد اختلاف بین مقام رهبری و رئیس جمهوری بالاترین جرم امنیتی محسوب نمی شود ؟ ایشان حتی در این نامه که خود بیان می فرمایند از رئیس جمهوری درخواست می کنند در صورت مقاومت رهبری استعفا دهد و کشور را دچار بحران کند.اگر شورای عالی امنیت ملی که مطابق اصل 176 قانون اساسی وظیفه دفاع از انقلاب و مقابله با تهدیدات امنیتی داخلی و خارجی را بر عهده دارد در برابر این تهدید امنیتی داخلی که در نوع خودش کم نظیر است قاطعانه موضع گیری نکند آیا به وظیفه ذاتی خود عمل کرده است؟ تصمیم شورای عالی امنیت ملی وقت مبنی بر حصر ایشان کم ترین اقدام برای رفع این نوع تهدیدات است.
ایشان در این سخنرانی با توهین و افترا به رهبر قانونی کشور، اتهاماتی را متوجه ایشان می سازند که هیچ گونه وجاهت شرعی و قانونی ندارد. افترا به عالی ترین مقام کشور که قانونا رهبر انقلاب و شرعا ولی فقیه زمان می باشند آن هم از طرف فردی که خود قبلا قائم مقام رهبری بوده جرمی نابخشودنی است.
حمله لفظی به مسولین وقت نظام از جمله آیت الله دری نجف آبادی و آیت الله هاشمی رفسنجانی، اهانت به علمای اسلام و حقوق بگیر خواندن ائمه جمعه ، اهانت به مردم و جامعه مدرسین حوزه علمیه، تنها یک سخنرانی انتقادی نیست!
درباره ایشان گفتنی ها بسیار است و حقایق پنهان زیادی از مظالمی که بر نظام اسلامی و رهبر عزیزمان رفته، وجود دارد . یک سینه حرف موج می زند در دهان ما. به امید روزی که خورشید حقیقت از پشت ابر غیبت ظهور کند و در پیشگاه ولی عصر به این مظالم رسیدگی شود.
سینا عزیزی
آیت الله منتظری و جریان مهدی هاشمی و سخنرانی 13 رجب/سینا عزیزی
پاسخ خانم زهرا ربانی املشی به تحلیل بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
این فتنه سر دراز دارد...
به لطف امام عصر(عج) فتنه ضعیف به پایان رسید و موسم فتنه مضاعف از راه رسید. هنوز این وادی آماده حضور نیست ،بت مگویید شکستیم که بتگر باقیست... باید مفتون شد.
"احسب الناس ان یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الكاذبین."
رهبر خبر از فتنه جدیدی می دهد که ماهیت و ابعادش بر ما پوشیده است اما باید اماده شد. این فتنه حدید همت مضاعف می طلبد.
اخبرِ الاقصی سیأتی الصباح
Israel would be brought forth (or reborn) "out of the nations"-Ezek 38:8
Israel would become a nation again ref Isa 66:8; Mic 5:3; Ezek 38:8
زلزلزه 12 ریشتری!
چنان که آمار جهانی نشان ميدهد، در بین سالهای 1000 تا 1800 میلادی؛ یعنی طیّ 800 سال تنها 21 زلزله با قدرت بزرگ روی داده است. در حالی که بین سالهای 1800 تا 1900، یعنی طی 100 سال، 18 زلزله بزرگ و 50 سال بعد بین 1900 تا 1950، 30 زلزلة بزرگ روی داده است. یعنی تقریباً در طول 50 سال تعداد زلزلهها برابر با شمار آنها در طول 850 سال قبل بوده است.1 بین سالهای 1950 تا 1991، 93 زلزله بزرگ در جهان به وقوع پیوست؛ تقریباً سه برابر و نیم قرن گذشته. این زلزلهها موجب مرگ 3/1 میلیون نفر انسان در سراسر کرة خاکی شد. اجر بیلهام در نشست اتحادیة علم زمینشناسی و ژئوفیزیک دربارة سیر این وقایع اعلام کرد: «واقعیت آشکار این است که در دهههای آتی شاهد فجایعی خواهیم بود که تاکنون مانند آنها را ندیدهایم. تلفات بیش از یک میلیون، پیش آمد غیرممکنی نخواهد بود. 50 درصد جمعیت یک شهر با زمین لرزهای ساده از دست ميروند». (به نقل از سایت موعود)
این روزها هم پر است از خبر زلزله های ویرانگر
7.2 aftershock among 3 during inauguration - Chile
6.0 earthquake hits eastern Turkey, kills 57
Haiti Earthquake worse than 2004 tsunami
Magnitude-7.2 Mexicali Quake Shakes SoCal
7.8 quake shakes Indonesia's Sumatra
Western China Earthquake kills more than 400
!? Breaking News: Magnitude-12 Earthquake Shakes Tehran
Worshipable Artist
تنها هنرمندی که مونس ما بود در دوران اشک و اه و فتنه ، دلنوشته هایش چنگ دل بود که اهنگ دلکش می زد. شاید اولین بار بود که ترکیب واژه ها برایم این چنین معصومانه و صمیمی می نمود . چشمه ای از هنر متعهد...هنرمندی که با خیال راحت می توان دوستش داشت... حسین قدیانی...
جنگ؟ این بار راه قدس از کجا می گذرد؟
تحرکات در منطقه شدت گرفته به خصوص تهدیدات جدید اسرائیل و پاسخ های جبهه مقاوت،که با دیدار عجیب! و ناگهانی احمدی نژاد از سوریه و همزمان دیدار با اسد،سید حسن،مشعل ابعاد جدی تری به خود گرفته.
لغو ناگهانی روادید بین ایران و سوریه یعنی مبارزان ایرانی به راحتی و بدون محدودیت قانونی و بین المللی می توانند در خاک سوریه و در مرز شمالی با اسرائیل بجنگند!
همین طور که دوستان هم اشاره کردند انگشتر حضرت آقا که از عقیق شرف الشمس به حدید تغییر کرده هم می تونه حاوی پیام خاصی داشته باشد. روی انگشتر حدید ایشان حک شده "یا ظافر" + عکس
منقول است که حضرت علی (ع) انگشتر حدید را در زمان جنگ به دست می کردند.
نهضت سبز زنده است تا هاشمی زنده است!
اگر سیاست مدارترین (البته به معنای سیاسی کارترین) مرد صحنه سیاسی کشور را هاشمی بدانیم اغراق نکردیم. اقای هاشمی که فتنه سبز به واسطه ایشان شروع شد و با حمایت های بی دریغ ایشان ادامه یافت و امروز هم با عدم مرزبندی و موضع گیری ایشان نفس می کشد توانست در اجلاس خبرگان با مواضع نسبتا مناسب خود اعضای خبرگان را قانع کند اما به فاصله یک روز بعد از اتمام اجلاس و رفع شدن خطر تغییر ریاست خبرگان! در مجلس ترحیم ایت الله توسلی کنار سران فتنه (خاتمی و کروبی) نشست. +عکس
به این سخنان هاشمی که بلافاصله پس از پایان اجلاس خبرگان در حرم امام ایراد شده توجه کنید.
"آقاياني كه تشريف دارند شايد ميدانند كه آن زمان و بعد از دوران آيت الله العظمي بروجردي چه ميگذشت كه روحانيت چه قدرت و صلابتي داشت ،اما تلاشهايي شروع شد تا آن صلابت شكسته شود و چيزي در مقابل ديكتاتوري رژيم باقي نماند؛در آن هنگام ما طلبههاي جواني بوديم كه با مسائل سياسي و اقتصادي آشنايي داشته و به خصوص من كه كارهاي مطبوعاتي و نشريه مكتب تشيع را انجام ميدادم، با رفقا عميقترين خفقان را ميديديم و فكر ميكرديم چيزي نيست كه بتواند آن را بشكند و اميدي هم نمانده بود، زيرا تمام گروهها احزاب وشخصيتها كه حرف مردم را ميزدند سركوب شده بودند و يك قبرستان واقعي و ياس مطلق در كشور حاكم بود."
نقل این خاطره بدون مناسبت خاصی از دوران قبل از انقلاب اتفاقی است؟ آیا این متن زبان حال فتنه گران سبز نیست؟ آیا هاشمی پیام خاصی به اردوگاه فتنه می فرستد؟ چرا هاشمی سعی می کند ارتباط خود را با اردوگاه فتنه حفظ کند؟
وقت امتحان تمومه! برگه ها بالا !
با بیانات اخیر رهبری معظم به نظر می رسد سران فتنه تمایلی به بازگشت ندارند و دیگر صلاحیت حضور در نظام را از دست داده اند، با بیانیه شیخ فتنه گر که خواستار رفراندوم برای از بین رفتن حاکمیت شورای نگهبان شده بود کروبی رسما به صف ضدانقلاب پیوست. الحمدلله صحنه سیاسی کشور در حال شفاف شدن و مرزبندی های حقیقی در حال شکل گرفتن است و این خود نویدبخش رویدادهای پربرکتی است.
Apocalypse Soon
حضرت آیت الله مکارم: در ظهور صغری توجه مردم به امام زمان عليه السلام زياد می شود و همه جا صحبت از امام زمان عليه السلام است و جلسات امام زمان عليه اسلام پرشور می شود و بحث های امام زمان عليه السلام همه جا را می گيرد وضع طوری می شود که مردم تشنه می شود و آماده می شوند ما تصور می کنيم که در اين عصر و زمان ما ان شاءالله در بين الطلوعين ظهور حضرت مهدی عليه السلام قرار داريم .
امروز دامنه بحث های آخرالزمانی به شدت گسترش پیدا کرده، نه تنها در ایران که در سراسر جهان. نمونه اش همین 2012 و موجی که ایجاد کرد. کافی است یک بار کلید واژه های apocalypse ، armageddon ونمونه های مشابه را سرچ کنید تا به گستردگی دامنه بحثها پی ببرید. البته خواهید دید در تمام بحث های اخرالزمانی ایران نقش محوری دارد.
پی نوشت:
1. منظور از سید حسن در جملات بالا سید حسن نصرالله است چون به قول حسین قدیانی ما در ادبیات انقلاب تنها یک سید حسن می شناسیم و آنهم نصرالله است. سید حسن دیگری نمی شناسیم!
2.رهبری در دیدار اخیر با خبرگان اشاره ای به مقاومت امام در برابر لایحه غیر قانونی قصاص می کند به نظر شما ایشان به چه گروهی هشدار می دهد؟
3.نظرات مردم مسلمان و عرب در ذیل خبر الجزیره از اظهارات سخیف موسوی:
عبدالله الشكور ،الاردن:ظهر هذا الموسوي ليدعو الى مظاهرات في وقت يقرع فيه اعداء الاسلام طبول الحرب على ايران،أبو حزينة :الموسوي يذكرني بقادة الإعتلال العربي هو بيدق على شطرنج أمريكا و اسرائيل ؟؟ ،عمر:لم تكتفي ياسيد موسوي من ما رايته من حجم التاييد لنجاد لقد اثبت نجاد انه فاز بجدارة وها انت تعترف بحجمه ، عبد الله محمد المغربي: ماذا يريد هذا الموسوي ؟ هل أصبح موظفا لدى البيت الأبيض ؟
اما ان چیزی که در این میان غریب مانده وحدت و اعتدال است. وحدت به چه معناست؟ آیا وحدت میان حق و باطل نقض مفهوم وحدت نیست؟ وحدت با جریانی که اساس فکری اش ضدیت با حاکمیت دینی است اصولا امکان پذیر است؟
ما را متهم می کنند که " همانقدر از وحدت می ترسیم که جن از بسم الله" ! خب البته که ما از این نوع وحدتی که در بطنش تفرقه است می ترسیم. جذب حداکثری و دفع حداقلی به معنای نقض جاذبه و دافعه علی (ع) نیست! اصلا مگر می شود به شیوه علی (ع) زیست اما دافعه و جاذبه نداشت؟ جریان حق بدیهتاً دافعه دارد اما باید تلاش کرد دافعه اش حداقلی و جاذبه اش حداکثری باشد. روح تشیع به تولی و تبری است و نباید این اصل مهم مغفول بماند.
ببینید امروز وحدت بازیچه دست چه کسانی شده، اشخاصی که یا در فتنه اخیر مقابل نظام بودند و یا از حریم ولایت و رهبری دفاع نکردند و ذره ای از آبرو هزینه نکرند. آقایان وقتی که ما خون گریه می کردیم از جسارت به ساحت رهبری کجا بودند؟؟ وقتی که مردم انقلابی و بسیجی خالصانه آبرویشان را کف دستشان گذاشتند کجا بودند؟؟ وقتی فحاشی های چپ و راست و مهتران و کهتران انقلاب! سینه فرزندان خالص انقلاب را دریده بود، أینِ الوحدت طلبان؟؟
ما با وحدت مخالف نیستیم ما با وحدتی که اسم رمز فتنه باشد مخالفیم ما با وحدتی که حول ولی فقیه زمان نباشد مخالفیم! ما با بسته شدن دست رهبری برای اعمال حقیقت مخالفیم.
متاسفانه تعریف غلط دیگری هم از ولایت و ولایت پذیری در بین ولایت مداران! رواج یافته، تعریفی که ولایت مدار در آن هیچ نقشی ندارد! در حالی که ولایت مدار باید بستر جامعه را برای اعمال ولایت آماده کند تا دست ولی بسته نباشد. تا ولی مجبور به نوشیدن جام زهر نشود. این فقط مشکل جامعه ما نیست اگر جامعه صدر اسلام ولایی بود که علی (ع) مجبور به پذیرش حکمیت نمی شد، امام حسن (ع) مجبور به صلح با معاویه نمی شد.
نقش ما این است که جامعه را به سمتی ببریم که مصلحت دست حقیقت را نبندد. باید جامعه را به حدی رشد دهیم که ظرفیت درک حقیقت عریان را داشته باشد.
مگر ماجرای حکمیت در صفین را فراموش کرده ایم؟ وقتی جریان التقاطی و اسلام آمریکایی! به رهبری معاویه از پیروزی در صحنه جنگ نا امید شد و وقتی صفوف مومنین را متحد دیدند ماجرای حکمیت را مطرح کردند و وجهه صلح طلبی و وحدت! به خود گرفتند تا در صفوف یکپارچه مومنین انشقاق ایجاد کنند و بخشی از سپاه حضرت را مقابل ایشان قرار دهند نتیجه این شد که دست امام برای اعمال حقیقت بسته شد. امام (ع) فرمود :به جنگ ادامه دهید و استقامت کنید که لحظه پیروزی فرا رسیده است و به دعوت اینان اعتنایی نکنید که فریبی بیش نیست." اما جوابی که حضرت شنید :" علی، دعوت این گروه را بپذیر و گرنه همان گونه که عثمانرا کشتیم تو را نیز می کشیم. "
ببینید علی را ...! با ولایت مداری ما علی (ع) باید هم در چاه گریه کند... جالب اینجاست که سپاه امام علی (ع) در جنگ صفین از کسانی تشکیل شده که در فتنه جمل و ناکثین که قبل از جنگ صفین بود ریزش نکرده بودند! یعنی ولایت مداران! و شیعیان علی دست علی را بستند. جالب تر اینجاست که این افراد پس از اینکه حقیقت حکمیت روشن شد به حضرت امیر گفتند درسته که ما نفهمیدیم ولی تو چرا حکمیت را پذیرفتی؟! پس علی جان کافر شدی!!
بنده ادعا نمی کنم امثال آقای مطهری، افروغ،رضایی افراد مغرضی هستند، نه خیر این ها افراد انقلابی هستند و از عزیزان ما هستند اما توقعی هم نداریم که بینش ابوذر و عمار را داشته باشند. این عزیزان که دلسوزیشان برای بنده محرز است صحنه جنگ نرم را ندیدند. وقتی جناب اقای مطهری در بیانه چند ماده ای شان انقلاب مخملی را توهم می دادند در حالی که اولین کسی که از انقلاب مخملی پرده برداشت رهبرانقلاب بودند که در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد به این مطلب اشاره کردند. پس نباید از جناب اقای مطهری که صحنه عظیم جنگ نرم و فتنه را دعوای لجوجانه و کودکانه دو کاندیدا می دانند توقع بصیرت کافی داشت. بنابراین با حفظ احترام ،نوع نگاه این عزیزان را در این مسئله قبول نداریم.
مسئله فتنه دفعتا رخ نداد جریان ناب انقلابی از 6 ماه پیش از انتخابات در این مورد هشدار داد. بیانات رمز گونه رهبر انقلاب را نیز اگر مرور کنیم می بینیم عقبه این فتنه در کجاست. ایشان در 29 بهمن سال گذشته فرمودند:" همه بدانند كه امروز دشمنان نظام جمهورى اسلامى از بركندن اين بنيان مستحكم، احساس عجز ميكنند؛ سعىشان اين است كه به وسائل گوناگون، به دست خودِ كسانى كه تو اين انقلاب بودند و هستند، از اين محتوا ذره ذره بكنند. جمهورى اسلامى، اسمش جمهورى اسلامى باشد، اسمش نظام انقلابى باشد، اما از محتواى اسلام، از محتواى انقلاب در آن خبرى نباشد. اسم چه ارزشى دارد؟ محتوا لازم است؛ محتوا مهم است. وظيفهى من، وظيفهى شما اين است كه از محتواى انقلابى، از اصول با ارزشِ انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مبانى با ارزش و اين ارزشهاى والا ناديده گرفته بشود؛ اين وظيفهى ماست."
این که ما در جریان انتخابات اصرار بر جناب آقای احدی نژاد داشتیم به این دلیل نبود که ما خطاهای ایشان را نادیده گرفته باشیم . اصلا انتخابات این دوره انتخاب بین دو مدیر اجرایی و دو سلیقه متفاوت نبود. بحث های تورم و نرخ بیکاری ظاهر ماجرا بود در پشت ماجرا دو جریان حق و باطل صف آرایی کرده بودند. الحمدلله صحنه را دیدیم ، عقبه فتنه را دیدیم. شما تصور کنید اگر اقای موسوی در انتخابات پیروز می شد چه اتفاقی می افتاد. اثری از محتوای انقلاب باقی بود؟ تصور کنید اگر بعد از پیروزی با رهبری اختلاف نظری پیدا می کرد ، و با پشوانه اکثریت مردم در مقابل ایشان می ایستاد چه اتفاقی می افتاد؟
به دلیل همین بصیرت مردم در انتخابشان بود که رهبری عزیز در پیامشان پس از انتخابات مدال زمان شناسی را بر سینه ملت ایران زدند: "ملت عزيز ايران! مردان و زنان آگاه و شجاع و زمانشناس! سلام خدا بر شما كه شايستگی خود را برای دريافت سلام و رحمت الهی به اثبات رسانديد."
باید لحظه ای از توطئه دشمنان این انقلاب غفلت نکنیم. توطئه ای که هر دم به لباس دگر می آید. فراموش نکنیم در حال غربال شدنیم و این قدر غربال می شویم که از ما فقط هفتاد و دو تن هایی که زیر شمشیر غمش رقص کنان بروند باقی بمانند.
"والذى بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله و لستاطن سوط القدر حتىيعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم و ليسبقن سابقون كانوا قصروا و ليقصرنسباقون كانوا سبقوا"
از نعمت های بزرگ الهی آشکار شدن مشکلات و ضعف هایی است که در نفس انسان و جامعه دفن شده است. و این خود باعث رشد و تکامل جامعه و نفس انسان می شود و پس باید این نعمت را مغتنم شمرد.
--------------------------------------------------------
بدون شرح!
آیت الله منتظری: پیامبر هم ولایت مطلقه نداشت.
آیت الله منتظری(20 آذر): هیچ یک از برخوردهایی که با مردم شد شرعی و قانونی نیست.رهبر معظم انقلاب (22 آذر):جوانان عزيز! طلاب عزيز! فضلاى جوان! خواهيد ديد كه اين مخالفان، اين كسانى كه با اين بنا، با اين حق و حقيقت مخالفت ميكنند، «فيذهب جفاء»؛ اينها در مقابل چشم شما انشاءاللَّه نابود خواهند بود.
یک هفته بعد (29 آذر): آیت الله منتظری در گذشت...
-------------------------------------------------------
پیام رهبر عزیزمان ، تجلی سیره علوی ایشان و سیاست اخلاق مدار بود در پیام ایشان هیچ اشاره ای به ظلم هایی که اقای منتظری در حق رهبری کرده بودند نشد و رهبر عزیز از این حقشان گذشتند و تنها به ظلم ایشان به امام اشاره کردند و طلب مغفرت کردند. در حالی که اقای منتظری تا چند روز قبل از فوتشان هم خوراک رسانه های ضدانقلاب را تهیه می کرد. حتی فوت ایشان هم به پیراهن عثمان برای عقده گشایی یک عده افراد شرور و پست فطرت تبدیل شد ، وقاحت را تا حدی رساندند که در حرم فاطمه معصومه(س) به عزیز دل امت اسلام فحاشی کردند. اینها عبرت نگرفتند که عکس امام را آتش زدند و دودمانشان آتش گرفت، اهانت به امام(ره) در سال 56 حکومت 2500 ساله شاهنشاهی را نابود کرد اینها که عددی نیستند! بدانند فحاشی و حرمت شکنیشان نسبت به نائب ولی عصر از سوی خدا بی پاسخ نخواهد ماند.
------------------------------------------------------
يا عباس بن علي! اي ماه بني هاشم! ما فرزندان خامنه اي، عطشناک عشق عاشوراييم. از علقمه ولايت به ما بنوشان! تمام لحظه هايمان سرشار از عاشوراست و گام هايمان هماره بر خاک کربلا. ( فرازی از شعر عاشورایی سيد مسعود علوي)